تبليغاتX
زیر پوست دانشگاه

زير پوست دانشگاه - غم شوهر

جمعه دوم تیر 1385

غم شوهر

دختركي را غم شوهر گرفت
دست زد و دامان اختر گرفت
خواست كمك زان مه خوش خط و خال
گفت به آن دختر هم سن و سال
كز غم شوهر جگرم آب شد
وين دل سودا زده بي تاب شد
ديده ام از گريه ي شب كور شد
شربت شيرين ز لبم كور شد
بس كه غم شوهر خوشگل خوردم
آب نداني كه چه مشكل خوردم
اختر من رحم به حالم كن
راحت از اين وهم و خيالم كن
گو كه چه خاكي به سر ز غم كنم
وين غم جان سوز چسان كم كنم
مردم از اين درد دوايي بكن
بهر من اي دوست دعايي بكن
اختر شوريده دل آهي كشيد
بر رخ فتحيه نگاهي كشيد
گفت كه من گر كه دعا كردمي
درد و غم خويش دوا كردمي
بيش مزن حرف و مرا ول بكن
فكر دوتا شوهر خوشگل بكن !!!

نوشته شده توسط زیر پوست دانشگاه در 6:6 |  لینک ثابت   •