تبليغاتX
زیر پوست دانشگاه

زير پوست دانشگاه - اندر خلقت دانشگاه آزاد

پنجشنبه دهم فروردین 1385

اندر خلقت دانشگاه آزاد

اندر خلقت دانشگاه آزاد
نقل است که روزي "جاسبي" در بازار همي ميرفت و کسي (”کوسه‌اي“ در بعضي نسخ) فرياد برداشته بود که: "لماذا لا تکتسبون الپول بالطريق ريدن بالعلم و الفرهنگ و يجرّون کون امّة؟
"

يعني: اکنون که هرکسي به طريقي کون امت را جر مي‌دهد چه مي شود شما را که کسب نمي‌کنيد ثروت را در زماني که به هر چه علم است ريدن توان کردن
.

آن سخن بر جانش کارگر آمد. پس در حال، نعره‌اي بزد و از خود بشد و في‌الفور اشکوبه‌اي دو طبقه به رسم کرايه اختيار کرد و چاپيدن آغاز بکرد و چو به هر کاري "آزاد" بود بر سر درش هم بنوشت
.

روزي درويشي را بديد افسرده حال. گفت: "خواهي تو را شغلي فرمايم؟" درويش سر برآورد و گفت: "آري"، گفت: "از صناعت چه داني؟" گفت: "هيچ"، گفت: "از زراعت چه داني؟" گفت: "هيچ"، گفت: "سواد چه داري؟"، گفت: "همين قدر دانم که الف گرد است!" گفت: "هان اي جوانمرد! سالهاست کسي چون تو را مي طلبم که تدريس را شايي و بس
."

نقل است چو از ريدن به علم و فرهنگ فارغ گشت ميدان را خالي نکرده و با شعار "ايران را به کونم، ريدمان کنيم" بخواست رياست دولت بر عهده گرفتن که همانا ملت به او بيلاخ همي دادند
.

ابن شنبول گويد: در خلوت پيش او شدم. گفت: "ابن شنبولا! مي‌پنداري جايي مانده است که ما در آنجا شعبه‌اي از دانشگاه آزاد داير نکرده باشيم؟" گفت: "آري؛ سر کير من!" گفت: "خدا تو را رحمت کناد که راست گفتي." و شعبه اي ديگر بساخت...

نوشته شده توسط زیر پوست دانشگاه در 6:0 |  لینک ثابت   •